ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

421

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

گزارشى به جا نهاده كه على اكبر در تدوين كتاب خود از آن استفاده كرده است . 85 اين نظر را نمىتوان پذيرفت ، زيرا بعيد است كه از سفرنامهء مفروض على قوشچى چيزى در منابع ديگر نمانده باشد . اشاره به الغ بيگ نشان مىدهد كه به هر حال على اكبر با آسياى ميانه رابطه‌اى داشته است و شايد شفر خطا نكرده كه پنداشته و بازرگانى از آسياى ميانه بوده كه بعدا در قسطنطنيه اقامت گرفته است . 86 مؤيّد اين نظر شفر اين كه زبان مؤلّف چندان جالب توجّه نيست و آميخته است با لغات تركى آسياى ميانه كه مؤلّف با آن آشنا بوده . 87 نيز سبك فارسى مؤلّف عالى نيست ؛ 88 ولى متن كتاب ساده است . مؤلّف ، كتاب خويش را با ستايشى مسجّع از سلطان سليمان قانونى به سر مىبرد . 90 پس از آشنايى با متن فارسى ، اين فرض فليشر 91 كه تسنكر 92 نيز پذيرفته كه گزارش على اكبر منقولاتى از منابع قرن سيزدهم و چهاردهم است ، اساس ندارد ؛ زيرا مطالعهء متن و مقايسهء آن با منابع ديگر ، اين فرض را رد مىكند . مؤلّف مشاهدات عينى يا مسموعات خود را از مردم چين نقل مىكند و سفر وى به داخل چين بيش از سه ماه طول كشيده . گزارش وى از ملاقات امپراتور نشانهء صحّت دارد 93 و همچنين گزارش زندانهاى چينى كه در وضعى غم انگيز با آن آشنا شده و با يازده تن همسفران خود بيست و شش روز در زندان به سر برده ، زيرا يكى از آنها ضمن نزاعى يكى از مردم تبّت را كشته بود . 94 به عنوان يك مسلمان شركت زنان در مراسم عيد و زندگى اجتماعى مايهء تعجّب او بود . 95 زنان در كارهاى دولتى نيز شركت داشتند و مراجعهء امور ولايتهاى دوازدهگانه در ادارهء مركزى به عهدهء آنها بود . علاقه به شناخت وضع زن در جامعهء چينى او را خيلى پيش راند و در فصل يازدهم كه از غذا خانه و تفريح خانه‌ها سخن مىكند به نظر مىرسد كه مطالب روى از روى تجربهء شخصى است . على اكبر در ميان مردم محلّى كسانى را داشت كه اطّلاعات و معلوماتى به او مىدادند و ظاهرا از اوضاع به خوبى مطلع بوده‌اند . به پندار كاله خواجگان مسلمان ، كه در امور دولتى نقش مهمّى داشته‌اند ، كمكهاى بسيار به او كرده‌اند . 96 اين قضيّه كاملا ممكن است و حكايتى كه از نفوذ خواجگان مسلمان در دستگاه حكومت نقل مىكند 97 و مطالبى كه از رواج مسلمانى در چين مىآورد و از جمله اينكه تنها در خانبالق ، پايتخت ، چهار مسجد وجود داشته مؤيّد آن است . در بعضى از موارد منابع ديگر صحّت روايات على اكبر را تأييد مىكند . حكايت وى از نقش رئيس طايفهء قالموق ، به نام اسن تايشى ، در اسارت بغديخان به سال 1450 / 854 ه . در منابع ديگر آمده و تاريخها دربارهء آن توافق دارد . 98 علاقهء على اكبر به مسائل بازرگانى از اينجا معلوم مىشود كه به تجارت چين با قلمرو اسلام توجّه بسيار كرده است . در ميان كالاهايى كه ياد